تبليغاتX
عاشقانه های من و امیر جونم

عاشقانه های من و امیر جونم

نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 13:34 توسط ملیسا و امیر |
سلام به همه ی عشقولیا

سلام جیجل ناز خودم شوشوی گرامی دلم برات تنگ شده جیجل

صبح که بیدال شدی ندیدمت صداتم نشنیدم از صبح مثل هاپو شدم

خب چیچال کنم من پیشومو میخوام دیشب که بوسم نکلدی دلم از

اینا میخواست  ولی اصلا جوابمو ندادی بعدشم که گرفتی خوابیدی

هی گفتم پیشو ؟ پیشوی من ؟ شوشو ؟ جواب ندادی خواب بودی منم تهنایی

خوابیدم  دلم میخواست مثل شبایی که خونه ای بغلم کنی برام حرف بزنی

تا دیگه نتلسم و بخوابم ولی تو زودتر از من خوافیدی

امروزم از صبح بیدار شدم خسته شدم از کار خونه بعدشم

که لباسا رو شستم  پهن کردم جمع کردم

اتو کردم تنهایی غذا درست کردم خوردم الانم یه دوش گرفتم

حوصله ی هیچ کاریم ندارم شامم نمیخوام  دلم شوشو میخواد

الانم دارم هایده گوش میکنم خسته شدم شوشومو میخوام

پیشو ،جوجو بدون تو می میره دومست دالم

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 20:56 توسط ملیسا و امیر | |
سلاممممممم

امیدوارم همتون خوب باشید دوستای گلم

اولش میخوام به اون دوستی که گفته بود من و ملیسا شورشو در اوردیم بگم ما که از کسی زوری نخواستیم باید و مطالب مارو بخونه

نمیدونم چرا این فکر رو میکنید که ما باید تا چه اندازه همدیگر رو دوست داشته باشیم یا اینکه چطوری بنویسیم

دوم اینکه به اون دوستی که شمارشو گذاشته بود اونجا فقط بره خدارو شکر کنه تهران نیست والا طوری باهاش رفتار میکردم که دیگه به خودش جرئت نده اینکارو کنه

من ملیسا رو انقدر دوست دارم که تمام لحظات منو پر کرده 

دوست داشتنم نسبت به اون یکی دو روزه نبوده که شما فکر کنید تازه بهش گفتم دوست دارم

اون عشق منه با تمام وجودمم دوسش دارم 

امیدوارم بتونم همسفر خوبی براش باشم با اینکه میدونم اون خیلی زیاده و من در برابرش چیزی نیستم 

عشقم عاشقونه دوست دارم  

نوشته شده در جمعه یازدهم دی 1388ساعت 22:50 توسط ملیسا و امیر | |
سلین

خوفین ؟ خوش میگذله ؟

دلم براتون تنگ شده بود اینقده

امیر جیگرم ببخشید یادم رفت سلام کنم بهت عشخم

الهی فدات بشم از صبح که رفتی تنهام خسته شدم

صبح که از خواب بیدارت کردم خیلی ناز شده بودی دلم میخواست بمونی پیشم

ولی حیف که نمیشد دلم تنگ شده شوشوی نازم خدا کنه زودتر فردا

بشه و برگردی خونه

راستی لواشک و آلوچه یادت نره ها وگرنه از همون جلوی در باید برگردی

شوخی کردم عخشمی زود بیا خونه فردا پویا اینام میان

منتظرتم عخشمممممممممممممممممم

من و امیر وقتی با همیم

من و امیر وقتی داریم دعوا میکنیم

من و امیر وقتی قهریم خفن  همش با هم لج میکنیم

شبا  

 آخه امیر تازگیا پررو شده پیشوی منه دیگه

بقیه شم دیگه شماها پررو میشین اگه بگم  


جوجو نوشت :

تا الان که ۲۱:۰۹ هستش داشتم گریه میکردم  به کی بگم آخه من امیرمو میخوام

دیشب اینموقع داشتیم با هم حرف میزدیم  پیشی هی میگفت جوجوی من گریه نکن

جوجو گریه کنی پیشی می میره ها منم میگفتم خدا نکنه

هی میگفتم من باهات قهرم با من حرف نزن میگفت باشه قهر باش ولی مثل قهرا باهام

حرف بزن حرف نزنی پیشو می میره اینقدر نازمو کشید تا آشتی کردم

دوستت دارم عمرم

نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 17:19 توسط ملیسا و امیر | |

سلام به همه عشقولکهای مهربون

 

آی الان که دارم مینویسم عشقم فرسنگها از من فاصله داره ، جیگمل من رفته مسافرت

 

حالا من موندم تنها اینجا نمیدونم باید چیکار کنم، بخدا دارم میمیرم از دوریش

 

گوشیشم فکر کنم میخواد خاموش بشه اخه اونجا انتن نمیده

 

دعا کنید تا عشقم کنارم برگرده نمیرم

 

من که یک هفته از زندگیم دور بودم بعد یک هفته با ذوق و شوق اومدم ولی تا اومدم عشقم رفته مسافرت

 

شماها قضاوت کنید من بدون اون چطوری زندگی کنم اخه اون زندگیه منه

 

خدا جونم میسپارمش به تو خیلی خیلی خیلی مواظبش باشیا

 

خانومم خیلی دوست دارم

 

جوجوی خوشگل خودمی زود بیا که پیشیت داره میمیره

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 23:21 توسط ملیسا و امیر | |
 

سلام امیرم

سلام عشقولیا خوبین ؟

من که اصلا خوب نیستم

 دیروز از صبح بیدار شدم خونه رو تمیز کردم

از بس ذوق داشتم دیشب خوابم نبرد شوشو

امروز ناهار درست کردم شوشوم بیاد نیومد  

شوشو به خدا دارم دیوونه میشم بیا دیگه الهی بمیرم برات که اینجوری شد

شوشوی نازم خدا رو شکر اگه بازم نیومدی ولی بهم زنگ زدی امروز

الهی فدات بشم وقتی صداتو شنیدم داشتم دیوونه میشم الهی جوجو برای

پیشی بمیره

امروز صدات خیلی غم داشت پیشی ،هی داشتی میگفتی من جوجومو میخوام مگه تو

نمیدونی جوجو بدون پیشی نمیتونه زنده بمونه ؟ الکی داشتم می خندیدم که غصه مو

نخوری دارم می میرم

 امیر زودتر بیا

دوستت دارم پیشی نازم

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 17:32 توسط ملیسا و امیر | |
سلام به همه ی عشقولیا

سلام شوشوی نازم

الهی جوجو فدای پیشی بشه جوجو دلش برای پیشی تنگ شده

پیشی جونم بیا که دارم از دوریت می میرم  از بس گریه کردم

دستمال داره تموم میشه اومدی سر راهت بخر بیار دیروزم بهت گفتم بخریا

الهی فدات بشم که وقتی نیستی روز و شب ندارم از تنهایی همش کتاب میخونم خسته

 شدم از این کتابا از ناچاری یکی میزنم تو سر خودم یکی تو سر این کتابا

دلم برای بیرون رفتنامون تنگ شده پیشی

دیشب داشتم گاو صندوق رو می دیدم گوشیم رو زده بودم توی شارژ دیدم یه شماره ی

ایرانسل هی داره زنگ میزنه گفتم خدایا این کیه دیگه گفتم شاید تو باشی   بعدش

گفتم نه امیرم که بخواد زنگ بزنه به من خبر میده مثل اون روز که دوستش زنگ زد

گفت امیر تا چند روز نمیتونه بیاد گوشی هم نداره که منم اینجوری شدم

خلاصه یهو دیدم یه شماره ی دیگه زنگ زد تا ااومدم جواب بدم قطع کرد

بعد دیدم اس ام اس اومد که من امیرم زنگ بزن  اولش یه کم اس ام اس

بازی کردیم بعدش زنگ زدم بهت یه کوشولو باهات حلف زدم شوشو جونم

امروزم از صبح که بیدال شدم دارم خونه رو تمیز میکنم شاید فردا بتونی برگردی

پیشم

شوشو جونم خیلی دوستت دارم پیشی ملوسم

پیشی زودتل بیا جوجو دلش برات تنگ شده میخواد شبا توی بغلت بخوافه

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 15:29 توسط ملیسا و امیر | |
سلام به همه عشقولیا

سلام امیرم خوبی ؟ الهی برات بمیرم دیشب از ساعت ۱۱ شب تا ۲ داشتم

گریه میکردم الهی برات بمیرم الهی بی ملیسا بشی تا من توی این وضعیت

نبینمت الهی درد و بلات بخوره توی سر من که همش به خاطر من اینجوری

شدی هروقت اومدی خونه دستمال بخر بیار بس که گریه کردم تموم داره میشه

الهی درد و بلات بخوره توی سرم

دوستت دارم امیرم زندگیمی

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 9:8 توسط ملیسا و امیر | |
سلام

سلام امیر خوبی؟

ببخشید مزاحمت شدم خیلی دلم گرفته همینحوری اشکام داره میاد

اگه نمی اومدم اینجا دق میکردم ممنون که بهم اجازه دادی اینجا رو

 داشته باشم .

نمیدونم این کارت چه معنی میتونه داشته باشه امیر ولی سعی میکنم

فراموش کنم سعی میکنم تموم اون لحظاتی رو که با هم بودیم فراموش

 کنم خیلی سخته

خیلی سخته این حرفا رو بزنم ولی به جز اینجا جایی رو ندارم تو هم که

 نیستی فقط امیدوارم هرجا که هستی صحیح و سالم باشی

من دیروز همه ی  اس ام اس ها ت رو جواب دادم امیر ولی نمیدونم

چرا دیگه نزدی نمیدونم چرا گوشی تو خاموش کردی نمیدونم چراامروز

 نت نیومدی با وجود اینکه میدونم امروز خونه ای نمیدونم چرا هنوز

 که هنوزه گوشیت خاموشه ولی اشکالی نداره فقط از خدا میخوام صحیح

 و سالم باشی جواب ندادن هات رو من تحمل میکنم فقط در صورتی که

 بدونم سالمی و خوشحالی

اگه تو اینجوری دوست داری ایرادی نداره گلم منم یه جوری طاقت میارم

ولی اون امیری که من میشناختم اینجوری نبود که منو بی خبر بذاره

یا از من بی خبر باشه و عین خیالش نباشه

خدایا امیر سالم باشه خوش باشه اشکالی نداره بدون من باشه

ببخشید زیادی حرف زدم میدونم سرت درد گرفت شرمنده م

ولی دیگه نتونستم طاقت بیارم نتونستم بشینم منتظر تا ببینم میای نت

یا نه نتونستم طاقت بیارم از بس که گوشیت رو گرفتم و خاموش بود

نتونستم طاقت بیارم هیچ کاری نکنم هنوزم نمیتونم یعنی نه میتونم نه

 میدونم که باید چیکار کنم

سرم خیلی درد میکنه تو که طاقت ناراحتی منو نداشتی چه جوری

 این بلا رو سرم آوردی امیر؟   خیلی بی رحمی امیر خیلی

خدایا فقط حالش خوب باشه

بای عزیزترینم

حوصله ی ویرایش ندارم اگه نامنظم شد ببخش .

 

 

من برگشتمممممممممممممممم دوستت الان زنگ زد 

وای خدا جونم شکررررررررررررررت امیر م سالمه

الهی بمیرم آخه چرا اونجا؟ چقدر بهت گفتم مواظب

باشی ؟هان ؟ حالا من تا جمعه چه خاکی توی سرم بریزم ؟ هان ؟

ای خداااااااااااااااااااااااا

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 18:46 توسط ملیسا و امیر | |
سلام به همه ی عشقولیا

سلام به عشق خودم امیرم

خوبی پیشی جونم ؟ آخ جون امروز میای خونه هورااااااااااااااااااااا

وای خدا دلم براش یه ذره شده  پیشی جونم امروز میاد پیشم

امیرم خیلی دومست دالم عخشممممممممممممم

دیشب بعد از اینکه اس ام اس بازی تموم شد و تو خوابیدی

سر درد گرفتم خیلی بد. هنوزم سرم درد میکنه زود بیا

دیشب ساعت ۲ اس ام اس داده بودی از بس که مسکن خورده بودم

بیهوش شده بودم نتونستم جوابتو بدم بعدش که بیدار شدم گفتم شاید خواب

باشی جوابتو ندادم عزیزم

امروز قرار بود بریم بیرون ولی آسمون و ابرها هم تو

 رو دوست دارن بارونی شدن که بمونیم توی خونه چون تو نمیخوای

 بریم بیرون .

تازه شم دیروز رفتم پیش مامان اینا ولی تو نبودی

امیرم خیلی دوستت دارم زود بیا خونه

 

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 9:19 توسط ملیسا و امیر | |

کد آهنگ